‏نمایش پست‌ها با برچسب نوشته های اپیزودیک بی‌ربط به هم. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب نوشته های اپیزودیک بی‌ربط به هم. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ دی ۱۷, یکشنبه

ده نکته بی ارتباط با هم

صفر - قبل از هرچیز اینو بگم که این روزها به شدت درگیر یک آهنگ هستم. 
Joel Fajerman : Flowers Love 
آهنگ تیتراژ برنامه دیدنی ها. برنامه دیدنی ها را یادتون هست؟ با اجرای جلال مقامی از شبکه دو پخش میشد.
از اینجا دانلودش کنید. 
من اگه یه روز زدم به جاده و دیگه برنگشتم ، با این آهنگ میرم. خودم رو در حال رفتم تصور میکنم در حالیکه این آهنگ داره توی آسمونها پخش میشه.

۱ - یه زمانی پاتوقمون کافه پراگ بود. اما حدود یک سالی هست که دیگه پراگ نرفتیم.از اون موقع هم در به در دنبال یک پاتوق جدید بودیم تا رسیدیم به کافه پرسه‌ رفیقمون، امین شاهنده. پرسه به شدت قابلیت خاطره سازی برای ما رو داره. همه‌ی نوشیدنی ها و خوراکی هاش هم خوشمزه ست و توصیه‌ی من بهتون چای آلبالوشه. 
آدرسش هم اینه :
خیابان وزرا - بالاتر از سینما آزادی - بعد از کوچه‌ی یکم - ساختمان ستاره

۲ - چند وقته سریال نگاه نمیکنم. آخرین سریالی که دیدم هوم لند بود که در عرض یک هفته تمامش رو دیدم. پناه بردم به فیلم. فیلمهای بزرگ تاریخ. دوباره پدرخوانده ها و ارباب حلقه ها رو دیدم و ستایششون کردم.

۳ - یک ترم کلاس عکاسی به سرعت برق و باد تموم شد و ترم دومش از هفته دیگه شروع میشه. استادمون رو دوست دارم. خیلی زیاد. کم پیش میاد که من استادی رو دوست داشته باشم. اما این یکی یه چیز دیگه ست.
انگار همین دیروز بود که رفتم ثبت نام کردم. این عمرمونه که میگذره ها. مصبتو مصیبت.

۴ - چند روز پیش ها رفتم رستوران غذا بگیرم و ببرم خونه. موقع حساب کردن ، صندوق دار گفت میبرین؟ گفتم بله. دو دیقه بعد اونی که فیش رو گرفت پرسید میبرین؟ گفتم بعله. پنج دیقه بعد یه آقای دیگه از اون ته داد زد آقا غذاتون رو همینجا میخورین؟ گفتم نه. میبرم. ۱۰ دیقه بعد یه پرس غذا رو گذاشتن جلوم گفتن نوش جان . گفتم آقا ، من غذام رو میبرم. نمیخواین بسته بندیش کنین؟ گارسون گفت که ئه به من گفتن شما همینجا غذا رو میخورین. گفتم نه میبرم. پنج دیقه بعد بالاخره غذا رو بسته بندی کردن و موقعی که تحویلم دادن یکی پرسید آقا میبرین غذاتون رو؟ گفتم بعله بعله. میبرم. به علی میبرم. به همین سوی چراغ میبرم. به حضرت عباس میبرم. 

۵ - به پرنیانِ شفق / ز خون شراره دمید .... ای داد ... ز خون شراره دمید ... ز خون شراره دمید ...


۶ - از مسئولین محترم تقاضا داریم سه شنبه رو هم تعطیل کنند. بخدا سوگند که از اینجا تا خود جمکران رو با پای پیاده درمی‌نوردم به شکرانه‌ی این حرکت.

۷ - در آرزوی دیدنِ یک فیلمِ تازه از بیضایی/تقوایی در سالن سینما. ینی میرسه اونروز؟

۸-  یه روزِ بارونی بود که داشتم میرفتم مرتضا رو ببینم. یه دختری رو دیدم که یهو پرید جلوی ماشین. گریه میکرد و میگفت تورو خدا وایسا. وایسادم. سوار شد. گفت فقط برو. گفتم کجا؟ گفت هرکجا به جز اینجا. راه افتادم به سمت ولیعصر. دخترک بی صدا گریه میکرد. شیشه پایین بود و باد در موهایش میپیچید.به پیشانیش زد و گفت آخه چرا؟ چرا؟ چرا؟ 
نزدیکای پارک ساعی گفت دستت درد نکنه.
پیاده شد و رفت. رفت و من تمام شدم. همانجایی که از آینه‌ اشکهایش را دیدم و موهایش را که در باد میپیچید تمام شدم. قبل از آخرین چراغ قرمز این مسیر لعنتی.

۹ -خودم رو سرگرم خوندن کتاب کردم : ایران بین دو انقلاب نوشته‌ی یرواند آبراهامیان. 

۱۰ - سیدعلی صالحی میگه :ها ری‌را ...!
من به خانه برمیگردم.
هنوز هم یک دیدار ساده میتواند
سرآغازِ پرسه‌ای غریب در کوچه‌باغِ باران باشد.

ری‌را من مدتهاست به خانه برگشتم. تو کجایی لامصب؟ 
اصلا حالا که نیستی دیگه چه فرقی داره که چند روزه که نیستی؟ حالا که دوری ،‌ دیگه چه فرقی میکنه چقدر دوری؟

۱۳۹۱ آبان ۲۳, سه‌شنبه

ده مطلب بی ربط به هم و مرتبط به من

صفر- رضا یزدانی داره میگه اگه عاشقت نبودم پا نمیداد این ترانه ... منم اگه عاشقت نبودم خیلی از این حماقت های زندگیمو انجام نمیدادم. عینهو آدم میشستم سر جام. قهوه میخوردم. مگه من چمه که قهوه نخورم؟ زندگیم همش شده آب جوش.

۱- حال عمومی اش زیاد مساعد نیست. آنقدر خسته و آنقدر داغون است که نمیداند که منشا اینهمه ناراحتی از کجاست. آنقدر ناراحت است که حتا باران هم حالش را خوب نکرده. حتا وقتی در ولیعصر قدم میزد و دستانش را باز کرده بود و آسمان را صدا میکرد. نه. هیچکدام از اینها حالش را خوب نکرده. 
۲- دلش تنگ است. دلتنگ کی؟ خودش هم نمیدونه . شاید هم نمیخواد که بدونه. شاید هم نمیتونه به خودش بقبولونه که دلتنگ کیه. اما دلتنگی تلخترین حس دنیاست. 
۳- یاد گذشته ها افتاده. یاد روزی که رفت از یاد. یاد روزهایی که دادیم بر باد. دوتامون با هم. یاد روزی که تو رفتی. و من هزار بار از لحظه ای که رفتی و مسافرین محترم پرواز شماره فلان به مقصد لندن رفتند ، مردم. هزار بار در مسیر فرودگاه تا خانه مردم و مرا کنار خیابان دفن کردند. هزار بار از قبر بیرون آمدم و به لِین مخالف نگاه کردم. لِین که آخرین بار تو آنجا کنارم بودی. و بعد به لِین موافق نگاه کردم. لِین که اولین بار تو آنجا کنارم نبودی. کنار ما نبودی. کنار هیچکس نبودی. راستی تو آخرین بار از پنجره به کجا نگاه کردی؟ 
۴- دلش شمال میخواهد. دلش بوی بهار نارنج و کلبه های چوبی و باران تند بهاری را میخواهد. دلش اون دوتا صندلی کنار ساحل را میخواد که یکی از آنها برای تو نبود و یکی از آنها برای من نبود. دلش تخته سنگ های کنار ساحل را میخواهد و گیتاری که بنوازد و صدای تو که طنین انداز شود و لبانی که گرم شود.
۵- دارد دلم میخواد به اصفهان برگردم معین را گوش میکند و دلش میخواد به اصفهان برگردد و بمیرد کنار زاینده رود. زاینده رودی که خود مرده است. که نه زنده است و نه رود است. آنچه هست هیچ است و آنچه هیچ است زنده رود است.
۶- آخرین باری که دیدمت کی بود؟ چرا هیچ چیز یادم نمیاد از روزی که آخرین بار دستانت را گرفتم؟ آخرین مسیر که رفتیم کجا بود؟ کجا بود که دستان ما از هم جدا شد و من گمشان کردم؟ به قول داریوش کجا دستاتو گم کردم؟ کجا دستاتو گم کردم؟ کجا لبهاتو گم کردم؟ کجا آغوشتو گم کردم؟ 
۷- خیابانهای بارانی این شهر باران ندیده را نگاه میکنم. به شهری نگاه میکنم که دوستش داشتم و دارم. با تمام بدی هایش. با تمام بغض هایش و بغض هایم.
۸- امروز از کنار خونه تون رد شدم. نمیدونم دیدمت یا نه. نمیدونم تو بودی یا نه. نمیدونم من بودم یا نه. فقط میدونم قبل از اینکه از کنار خونه تون رد بشم بهنام بودم. اما بعدش هرچقدر گشتم خودم رو پیدا نکردم. بهنام نبود. من گم شده بودم. من نبودم. من همانجا از ماشین پیاده شده بودم. خودم رو جا گذاشته بودم. الان که رسیدم خونه و این متن رو مینویسم من نیستم. 
۹- این روزها حوصله هیچکاری ندارم. مطلقا حوصله هیچ کاری ندارم. حوصله هیچ برنامه و قرار و مهمونی ای رو ندارم. حوصله هیچ آدمی رو ندارم. دلم یه غار تنهایی میخواد. دلم میخواد بزنم به جاده و برم واسه خودم و دیگه برنگردم. برنگردم از اینهمه برگشتن. 
۱۰- من آدم برگشتن نیستم. آدم برگشت به عقب نیستم. هرچیزی اگه قرار بود درست بشه و موندگار باشه همون بار اول درست میشد و موندگار میشد. اگه قرار به موندن بود بار اول میشد موند. وقتی نشده ینی بار دوم هم نمیشه. بار سوم هم نمیشه. هیچوقت نمیشه. برگردم به چی؟ برگردم به کی؟ برگردم به کجا؟