۱۳۹۱ خرداد ۲۲, دوشنبه

گیدو بوخوالد

آلمان‌غربیِ جام‌جهانی ۹۰ یه بازیکن داشت به اسم گیدو بوخوالد. تا مدت‌ها توی کفِ این اسم بودم. خیلی اسم شاخی داشت.اونقدر تحتِ تاثیر این اسم بودم که میگفتم بعدها اسم بچه‌ام رو میخوام بذارم گیدو بوخوالد. خیلی باکلاسه. مثلا بگم گیدوبوخوالد‌جان، نکن اینکارو. شیطونی نکن. گیدوبوخوالدجان امروز توی مدرسه چی بهت یاد دادن؟ یا مثلا شعر میخوندم براش :
داشت بهنام‌حقانی‌خان پسری
پسرِ با ادب و با هنری
اسم او بود گیدوبوخوالدجان
اهل منزل زِ دستش خندان
یا تنبیهش کنم و بگم گیدوبوخوالد خیلی کار زشتی کردی . برو توی اتاقت و به این کار زشتت فکر کن.
بعدها بزرگ میشد میرفت ازدواج کنه. روی کارت عروسیش مینوشتن : دو غنچه شکفته ، گیدوبوخوالد حقانی و الناز بهرامی.
خیلی خوب میشد اگه ثبت احوال لوس بازی در نمیاورد و این اسم رو ثبت میکرد.