۱۳۹۱ آبان ۱۱, پنجشنبه

رقص بارون

+تو رقص بارون رو بلدی
-رقص بارون چی هست؟
+دستاتو باز میکنی و به آسمون نگاه میکنی. چشماتو میبندی و دور میچرخی و میخندی.
-این میشه رقص بارون؟
+اوهوم.
-عشق بازی با بارون چیه؟

+اینکه دستت رو بگیرم و زیر بارون ببوسمت.
-میشه؟
+نمیدونم.
- کی میدونه؟
+ تو ،‌دستات ، لبهات و آسمونِ بارونی.
- داره بارون میاد.
+ اوهوم. صداشو میشنوم.
- بریم؟
+ الان؟
- اوهوم.
+ بریم.
- چتر هم نمیخواد. من ،‌تو ، یکروز بارونی در خیابون ولیعصر. مگه این آرزوت نبود؟
+ چرا. همیشه همینو میخواستم. 
- :)
+‌دوباره بارون اومد و بوی موهات زیر بارون ... آخ آخ
- :دی
+ بیا یه قولی به هم بدیم.
- چه قولی.
+ که هروقت ، هر جایی ، تحت شرایطی بودیم ، چه کنار هم ، چه دور از هم ، چه قهر ، چه آشتی موقع بارون به یاد همدیگه باشیم. که بدونیم زیر آسمون بغض آلود یکی هست که موقع بارون به یادمونه.
- تو دیوانه‌ی بارونی.
+ دلبسته‌ی تو و بارونم.
- وقتی بارون میاد دلم میخواد بغلم کنی و برام شعر بخونی.
+ چی بخونم برات؟
- نمیدونم. هرچی دوست داری. تو که عاشق سید علی صالحی هستی. مگه نه؟
+ اوهوم.
- از همون بخون برام.
+حالا که آمدی حرف ما بسیار ، وقت ما اندک ،‌ آسمان هم که بارانی‌ست ...!
- ... لااقل باران را بهانه را بهانه کن . دارد باران میبارد ...
+ دارد باران میبارد....
- چشمانت هم بارانی‌ست ...
+ این یه عادت همیشگی و قدیمیه. چشمای من همیشه بارونیه.
- چشمهای بارونی میگن که دلشون بغل میخواد.
+ اوهوم. بغل کسی که چشمهای بارونی رو میبینه و میفهمه.
- رقص بارون اینجاست. پیش چشمهای تو.
+ عشق بازی با بارون هم همینجاست. کنار لبهای تو.
- دعا کنیم همیشه هوا بارونی باشه.