۱۳۹۱ آبان ۳, چهارشنبه

داستان سه بچه خوک

داستان سه بچه خوک رو که شنیدین. همون که یکی از بچه خوک ها خونه اش رو از کاه ساخت. یکی دیگه از چوب و یکی دیگه با آجر و سیمان.
اولی سریعتر از همه ساخت و زودتر از همه خراب شد. آخری از همه دیرتر تموم کرد ساخت خونه اش رو اما خراب نشد. 
روابط ما آدمها هم همینه.
 به شخصه روزهای عجیبی رو دارم میگذرونم. راه میرم و زیرلب میخونم : امون از چشمای تو ، وقتی که بارون میباره.
این روزها روی زمین نیستم. در آسمان هم نیستم. هیچ ابری در این آسمان لعنتی نیست که روی ابرها باشم. 
این روزها من هیچ جا نیستم. یکروز در آغوش تو هستم. یکروز نزدیکترین فرد به قبر. یکروز کنار توام. غرق در آرامش. یکروز زیر تابوت. غرق در اشک.
این روزها و این ساعتها من خودمم؟ من کی ام؟ چه تعریفی دارم از خودم؟ من کی ام؟ واقعا من کی ام؟ 
این روزها نمیدونم چجوری میگذرن. اما هرچی که هست و هرجوری که میگذره مهمش اینه که همشون واقعیه. تلخی هاش واقعیه. شادی هاش واقعیه. زندگی همینه. زندگی واقعی همینه. اصلا چرا زندگی واقعی؟ مگه زندگی مجازی هم داریم؟ اینی که اینجا داریم مگه زندگیه؟ دلمون به چهارتا لایک و کامنت و دوتا قربون صدقه و بوس بوس عچقم و جینگولیکسم و من برم لالا و دوستتون دارم هوارتا و اینا خوشه؟
اگه اینا زندگیه من زندگیمو میبخشم به هرکس که محتاج این حرفا و مسخره بازی هاست.
زندگی واقعی ینی اینکه وقتی اولین بارون پاییزی میاد ماشینو برداری. بری دنبال بانو. بهش بگی بیا پایین بریم با هم قدم بزنیم. بزنین به خیابون. توی خیابون های خیس قدم بزنین و بخندین و ذوق کنین و ببوسین همو حتا. به درک که فرداش از سرما یک هفته توی خونه دراز به دراز بیافتین.
زندگی واقعی ینی اینکه وقتی درد داری ، وقتی بغض داری یکی باشه که بغلت کنه و بگه بیخیال. میگذره. نه اینکه چهارتا پی ام ماچ و بوسه بفرسته و بعدش هم بگه باز این معلوم نیست چه مرگش شده دوباره.
یا وقتی که ناراحتی و غصه داری بغلت کنم و بگم کنارت هستم و درستش میکنیم. که بفهمه یکی هست که هواشو داره. یکی هست که مثل کوه پشت سرش وایساده.
زندگی واقعی ینی اینکه کلمات به معنای واقعی و درست ادا بشن. وقتی توی چت میگین دوستت دارم یه معنی داره. معنایی که شاید خیلی جدی گرفته نشه. اما کلمات در دنیای واقعی حرمت دارن. مقدسن. شما هر حرفی رو نباید بزنی. شما نباید راه به راه بگی دوستت دارم. نباید بگی که بیا بغلم. نباید بگی همه جونم تویی. نباید بگی تا آخرش باهات هستم.
تا کِی؟ تا وقتی کاملا از خودت مطمئن نیستی. کلمات که ادا میشن آدم تا آخرین روز زندگیش اون حرفها و واژه ها رو در خاطرش نگه میداره. اون حرفها هرروز توی گوشش طنین انداز میشن. اما توی چت یا ایمیل شاید با یه لبخند ساده یا یه اسمایلی لبخند و بوس و بغل از کنارشون بگذره.
آدما توی زندگی واقعی شکننده ترن. چون رفاقتاشون جدیه. چون روابطشون جدیه. چون زندگی واقعی هیچیش بچه بازی نیست. هیچیش لوس بازی نیست. هیچیش مسخره بازی نیست. 
این روزها دارم زندگی میکنم. اگه غم هست. اگه غصه هست. اگه شادی و خنده هست میدونم که همه چی واقعیه. میدونم که سختی هاش آدمو قویتر میکنه و خوشی هاش آدمو سرزنده تر. 
روابط واقعی قشنگن. چون درست بنا شدن. اونقدر درست که باد و طوفان نمیتونه خرابش کنه. محکمن. و واسه بهم خوردنش احتیاج به یه دلیل خیلی بزرگ دارن.
اما روابط مجازی رو یه عطسه هم میتونه خرابش کنه.
بوسه ،‌بغل ، خنده ،‌لبخند ،‌اشک حرمت دارن. با یه اسمایلی ساده خرجش نکنیم.
حرفها و کلمات حرمت دارن. الکی خرجشون نکنیم.
زندگی حرمت داره. زندگی واقعی حرمت داره. الکی با بودن در زندگی مجازی حرومش نکنیم.